BPMS آری، ERP نه

چرا ERP تو کشور ما اینجوری شد؟

به یکی از دلایل اون تو پست‌های قبل اشاره کرده بودم. گفته بودم که همه چیز در محصول خوب خلاصه نمی­‌شود. یادتون هست؟ بعد مثال شرکت SAP رو زدم که محصول فوق‌العاده است ولی چرا در ایران تجربه موفقی وجود نداشته که این محصول خوب در آنجا پیدا شده باشد؟؟ نتیجه­ گیری کردیم که بجز محصول خوب، برای موفقیت یه عوامل دیگه ای هم وجود داره و راه حل مربوطه رو هم بهش اشاره کردم.

حالا می‌خوام دلیل بعدی عدم توفیق ERP تو ایران رو اشاره کردم. این دلیل دیگه ربطی به شرکت­های IT یا شرکتهای فروشنده محصول نداره. این دلیل مربوط به نگرش ERP است. مربوط میشه به نگاهی که ERP به سازمانهای مشتری‌اش داره.

ERP میگه شرکت یا سازمان محترمی که می‌خوای از من خرید کنی و مشکل یکپارچگی اطلاعاتت رو تو سازمان با من حل کنی، هر چی من گفتم باید انجام بدی. یعنی رویه روال­‌ها و سیستم­‌های موجودت رو باید بذاری کنار و رویه روال‌هایی که من می‌گم رو داشته باشی.

یعنی اینه که ERP داخلش یه سری Best Practice داره که فرض کنیم نمره‌اش از نظر خوب بودن 100 هست. یعنی حرف نداره. اگر یه سازمانی ERP پیاده کنه به مطلوبیت و نتایج فوق العاده‌ای دست پیدا می‌کنه. من می‌گم مثل یه کباب برگ یا سلطانی خوشمزه با همه جور مخلفاته. ولی، ولی داره. آیا شما می‌تونید یه غذای خوب مثل همون‌هایی رو که گفتم به یه بچه یک ساله بدید؟ اون غذاها فی الذاته خیلی خوب هستند ولی نه برای هر گروه سنیه. بلوغ و سن سازمان‌های ما در حد همون بچه یکی دو ساله است که اگر بخوای بهش کباب برگ بدی، نه تنها غذا رو هدر می‌دی، بلکه امکان داره به بچه لطمه هم وارد بشه. یعنی نمره سازمان‌های ما از 100 مثلا در حد 25-30 هستش. (نهایتاً) برای اینکه بخوای سازمان رو اصلاح کنی نمی‌تونی از 30 یه دفعه بپری روی 100 یا 90. برای همینه که سازمان‌های کشور ما ERP رو پس میزنند.

اما رویکرد BPMS بر خلاف ERP است.

رویکرد BPMS براساس یه چیزیه که بهش می‌گن Incremental Elaboration  (وضوح تدریجی). یعنی میگه همون فرایندهای وضع موجودت رو که 30 هستند نمی‌خواد به صد برسونی. نمی‌خواد مهندسی مجددشون کنی. همونها رو ور دار بیار داخل BPMS و پیاده کن. بعدش شروع کن به اجرای همون فرایندها تو سطح سازمان. بعدش من با یه سری ابزارها که بهت می‌دم گلوگاه‌ها و نقاط بهبودتو تو فرایند مثل روز برات روشن می‌کنم و بهت نشون می‌دم.

اینجوری میشه که BPMS پنبه رویکردهایی مثل معماری سازمانی و مهندسی مجدد فرایندها رو می‌زنه.

راجع به این موضوع آخر اگر زنده باشم یه پست می‌نویسم و می‌گم که چرا مدیران ارشد سازمان‌ها و شرکت‌های ما نسبت به پروژه‌های فرایندی مثل معماری سازمانی و مهندسی مجدد فرایندها بدبین شدند و چطور میشه این بدبینی رو برطرف کرد.


برچسب ها : ERP, چرا BPMS, رویکرد bpms در مقابل erp, رویکرد erp


نوشته شده توسط علی اکبری :